|

دهه 91 انسان ديگري باشيم...
انسان هر چقدر که فکرش را میکند میبیند که نتوانسته از تمام ظرفیتهای وجودیاش استفاده کامل را به عمل آورد. شاید تاکنون بارها این جمله را بر زبان آورده باشید که از خودم راضی نیستم و منظورتان، آن شناخت کلی بوده که از درون خویش دارید و حال با توجه به برخی شرایط یا تنبلیها نتوانستهاید به آن راندمان مطلوب برسید. بی شک همه ما قابلیتهای فراوانی در عرصههای مختلف داریم که باید آن را به ظهور برسانیم. ابتدا فکر میکنیم که انجام آن امور خیلی راحت است و ما به محض اتخاذ اراده میتوانیم آن را عملیسازیم اما شاید چند سال بگذرد و ما در راه انجام آن عمل یا عاجز ماندهایم یا آنرا به کلی فراموش کردهایم؛ در نتیجه همواره از خودمان ناراضی هستیم. این نارضایتی را نباید ساده فرض کرد چرا که از آن بهعنوان شالوده اساسی مشکلات درونی و بیرونی بعدی یاد میکنند. انسانی که اعتماد و اعتقاد کامل بهخود ندارد، در مراحل مختلف زندگیاش سست عنصر میشود و در برابر تصمیمگیریها نمیتواند ارادهای آهنین و محفوظ به یقین داشته باشد، بنابراین همواره با یک زندگی نسبی مواجه است که نمیتواند شرایط روحی و شخصیتی خود را تأمین کند.
از شنبه انسان دیگری میشوم!
حتماً شما در وجودتان چنین قولی را به خود دادهاید که از اول هفته یا اول ماه، انسان دیگری میشوید و با به کارگیری قابلیتهای درونیتان، زندگی دیگری برای خود و خانوادهتان خواهید ساخت. اما باز هم در همان مسیر قبلی قرارگرفتهاید! واقعیت هم همین است. بعضی چیزها در انسانها فطریاند و به هیچ عنوان تغییر نمیپذیرند و متعاقبا برخی اخلاقیات دیگر نیز در ما جنبه درونی پیدا کرده و به عادت تبدیل شدهاند که گذشتن از آنها نیز بسیار سخت است. این دو گروه از اخلاقیات سبب میشود که ما نتوانیم آن انسان ایدهآل ذهنی خود را شکل دهیم و به همین دلیل است که در اکثر اوقاتی که با خود قول و قرار تغییر میگذاریم، نمیتوانیم به آن پایبند باشیم.
ادامه مطلب...
|
|
|